اسفند
۱۸

گم شده

امروز زودتر از بقیه روزا تعطیل شدم.حالم زیاد خوب نبود چون … بگذریم …
وقتی داشتم به سمت درب خروجی دانشکده میرفتم و از جلو حراست که رد میشدم یادم افتاد کسی خونه نیست و همه رفتن نمایشگاه تا لباس عید بخرند منم که دیدم خیلی دمقم گفتم برم یه جای خلوت و یکم قدم بزنم.تصمیم گرفتم برم نوبنیاد و از اون طرف هم سوار ماشینای تجریش بشم و پارک نیاوران پیاده بشم و یه دو ساعتی دور پارک بچرخم.وقتی رسیدم پارک نیاوران برخلاف تصورم که فکر میکردم سر ظهره و خلوت باشه خیلی هم شلوغ بود.مثل اینکه قبلش یه مراسمی چیزی بوده که مردم بعد از تموم شدن مراسم توی پارک از هوای بهاریه آخرای اسفند ماه لذت می بردن.من دنبال جای خلوت بودم.تحمل نگاه های غریب مردم رو نداشتم.گفتم که حالم خوب نیست.یه جای خلوت میخواستم.خواستم که برم سوار ماشین بشم یه هو دیدم یه دختر خیلی ناز و کوچولو تقریبا سه ساله یه گوشه وایستاده و مثل ابر بهار اشک میریزه.رفتم جلو ازش پرسیدم چی شده خانم کوچولو چرا گریه میکنی؟ با صدای خیلی ظریف و نفس های بریده بریدش گفت ماااا ما نمو وو گم کردم.گفتم گریه نکن پیداش میکنیم اما دست بردار نبود سرش پایین بود و فقط گریه میکرد.جلوش رو زانو نشستم و بازوهای کوچیکشو گرفتم آروم در گوشش گفتم منم دیشب بهترین دوستم رو گم کردم منم مثل تو یه عالمه گریه کردم و هنوز دارم دنبالش میگردم اما حالا اول مامان تو رو پیدا میکنیم بعدش دوست منو باشه؟گفت:نگاه کن لای این همه آدم چه جوری میتونم مامانمو پیدا کنم…همونطور که کنارش نشسته بودم بالا رو نگاه کردم و یک لحظه از اونهایی که از کنارمون رد میشدن ترسیدم.انگار یه بار دیگه دارم با نگاه کودکی هام به آدما نگاه میکنم.یکی سیگار توی دستش یکی دستش تو دستش ! یکی خندون یکی عصبانی یکی … خلاصه طاقت نیاوردم زود دخترک رو بغل گرفتم و پا شدم وایستادم بهش گفتم حالا بهتر شد؟گفت آره خیلی.انگار که یه کوله بار سنگینی رو از دوشش برداشته باشن احساس ارامش کرد.موهاشو از جلو پیشونیش کنار زدم و گفتم تو هنوز اسمتو به من نگفتیا.گفتش آیدا تو چی؟ گفتم اگه عمو صدام کنی بیشتر دوست دارم.گفت باشه عمو جون.پرسیدم خونتون نزدیک پارکه؟گفتش نه خیلی دوره.گفتم کجاست بلدی؟گفتش کنار مغازه ی آقا یعقوب که بستنی توت فرنگی و چیپس بهم میده.گفتم خب اسم خیابونتونو بگو.گفت نمی دونم دیگه اما در خونمون سبزه زود باش بریم خونه.گفتم آیدا جان یه کم توی پارک باهم دیگه بگردیم و بعدش میریم خونتون باشه؟گفت باشه ولی باید برام بستنی و چیپس بخری.گفتم چشم اما تو هم دیگه نباید گریه کنی و واسم جک تعریف کنی.گفتش باشه عموجون یه روز یه گربه کنار خیابون میگه میو دوستش میگه نمیو گربه میگه چرا نمیو دوستش میگه چون ماشین میو ….. یک لحظه با هم دیگه آنچنان بلند خندیدیم که انگار نه انگار این همه آدم از کنارمون دارند رد میشن.اصلا حواسم نبود همه داشتن ما دو تا رو نگاه میکردن.انگار توی دنیای دیگه سیر میکردم…
آیدا رو طوریکه نفهمه داریم دنبال مامانش میگردیم و من هم خونشونو نتونستم با اون آدرسی که داد یاد بگیرم همه ی جای پارک میچرخوندم.البته اون هم یه لحظه از چیپس و بستنیش غافل نمیشد.وقتی بستنی شو خورد و خواست که چیپسشو باز کنه یه زنی دوید سمت ما و طوری آیدا رو از بغلم گرفت که انگار من میخواستم بدزدمش.آیدا هم وقتی مامانشو دید با خنده توی صورت بر افروخته ی مامانش گفت داشتیم با عمو میومدیم خونه پیش تو،چرا هنوز نرفتی خونه؟
وقتی که قضیه رو برای مامانش توجیه کردم و قصدم از این کار رو فهمید کلی ازم تشکر کرد و رفتن.آیدا از دور صدا زد دوستتو کجا گم کردی؟ آروم گفتم تو آسمون و واسش دست تکون دادم …

>
محسن

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 10.0/10 (5 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: +6 (from 6 votes)

۴ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • کامیار گفت :

    محسن جان من وقتی ۴سالم بود بهترین دوستم رو از دست دادم.
    اون کسی نبود جز برادر بزرگترم.

    من اولا خیلی بی تابی میکردم.ولی وقتی فهمیدم و باور کردم که اون جاش خیلی از جای من بهتره،خیالم راحت شد.

    محسن جان جای دوست تو از جای تو خیـــــــــــلی بهتره.خیالت تخت. :smile:

    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0 (from 0 votes)

    Reply

  • محسن گفت :

    ممنون کامیار عزیز

    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0 (from 0 votes)

    Reply

  • ehsan.co گفت :

    ریبا نوشته بودی… احسنت

    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0 (from 0 votes)

    Reply

    محسن Reply:

    ممنونم

    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.6.4_902]
    Rating: 0 (from 0 votes)

    Reply

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

icon_wink.gif icon_neutral.gif icon_mad.gif icon_twisted.gif icon_smile.gif icon_eek.gif icon_sad.gif icon_rolleyes.gif icon_razz.gif icon_redface.gif icon_surprised.gif icon_mrgreen.gif icon_lol.gif icon_idea.gif icon_biggrin.gif icon_evil.gif icon_cry.gif icon_cool.gif icon_arrow.gif icon_confused.gif icon_question.gif icon_exclaim.gif