اردیبهشت
۱۰

نظر سنجی

سلام.شما که نظرتونو نمیگین.پس مجبوریم به روش های دیگه از نظراتتون استفاده کنیم.

فقط کافیه نوع پست هایی که میخواین توی سابت گذاشته بشه رو انتخاب کنید.

(انتخاب بیش از ۱گزینه مجاز است.)

Sorry, there are no polls available at the moment.

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




اردیبهشت
۱۰

UCL Semi-finals 1st leg

Predictor

Danyar 3680points,iran rank=9,Public league (Started matchday2) :1st

Kamyar 3447points,iran rank=16

Ehsan 3236points,iran rank=29

Fantasy

Ehsan 480points,iran rank=53,Head to head:

won semifinal’s first leg:43-42

Kamyar 472points,iran rank=62,Head to head: (

won semifinal’s first leg:43-34

Danyar 383points,iran rank=very far,Public league (Started matchday2) :16th

متاسفانه وجود مشکلات شخصی باعث شد که نتونم توی مسابقه پیشبینی شرکت کنم و امتیازاتی که از دست دادم باعث شد دیگه امیدی به اول شدن در ایران نداشته باشم.چون اختلاف امتیاز با صدر به ۶۰۰ امتیاز رسیده. :(

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




اردیبهشت
۱۰

هرزنبیل

سلام.بعد از مدت ها یه هردنبیل کوچولو دارم واستون.راستش کلی سانسوری بهش خورد اینقدر شد وگرنه کلی چیز دیگه هم بود.دیگه همه میترسن عکسشون بره توی وب میگن نذار ولی واسه خودت نگهدار.

مسابقه ای که هر روز شاه آن هستیم و به برنده ی آن جایزه ی لیاقت تعلق میگیره!!!به نظرتون کدوم یکی اول شدن؟؟؟

http://hsefc.bloghaa.com/files/2009/04/race-300x225.jpg

این بچه هه هم که تو اتوبوس هی صدا در می آورد.(البته با کمک فکر کنم مامانش) کل اتوبوس رو به خنده آورده بود.

واقعا چند بار باید گفته بشه از دویدن یا راه رفتن بر روی پله های برقی (((جدا))) خود داری نمایید.این عکس نشون میده که حرفشون شوخی نیست.

این آقا پسر نمیدونم چه خرابکاری کرده بود که این آقاهه گرفتش.بهش میگفت دوستاتم گفتم تو ایستگاه بعدی بگیرن.

http://hsefc.bloghaa.com/files/2009/04/mojazat-300x225.jpg

این هم شاهکار هنری مهدی.س در عکسبرداری از سران ۱+۱-۵٫البته من کنار آرمین و متین جلوی محمد حسین هستیم و تعداد عکسهایی که هر ۵نفر در اون باشن خیلی ناچیزه.دیگه نمیییخوام وارد بحث بشم.بحث طولانییییست.

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




اردیبهشت
۰۱

عشق من…

صبح وقتی صدای اذانی که همیشه دوستش داشتم طنین انداز شد،دلم لرزید…

وقتی صدای تلفن بلند شد،فهمیدم چه شده…

بالاخره از بند من رها شد…

یادم می آید یکی از شبهایی که در خانه ات خواب بودم تا مراقبت باشم،در خواب دیدم که از خواب برخاستم و تو داشتی دلت را از دلم جدا میکردی…از خواب برخواستم و به سرعت خودم را بر بالینت رساندم…وقتی دیدم که هنوز هستی،جان تازه ای یافتم…

میدانی چرا وقتی در بیمارستان بودی فقط یک بار به دیدنت آمدم؟؟؟

وقتی دیدم آنچنان عذاب میکشی،ترسیدم دیدن دوباره ی من باعث شود باز هم عذاب را تحمل کنی تا دوباره مرا ببینی…

مرا ببخش که نا امیدت کردم ولی چاره چه بود؟؟؟

یک سال بود که نمیتوانستی حرف بزنی اما،چشم دلت با من سخن میگفت ای عزیز…

تو خواستی من آدم بشوم و بروی،کاش من آدم نمیشدم و تو نمیرفتی…

عظمت تو باعث شد هیچ کس دیگر در دلم جای نیابد،اما همین عظمت تو بود که توانست عظمت خدا را به یاد من آورد و دلم را زنده کند…

ستاره های زیادی در آسمان دل من کم فروغ شدند اما برای هیچ یک نگریستم،چون دیوار عقل بلندتر از درخت دوستی بود…اما وقتی تو رفتی فهمیدم درخت عشق از دیوار عقل بلندتر است…

ستاره ها کم فروغ گشتند اما تو نه…

عشق من، تو کوله بارت را بسته بودی اما من باری از گناه داشتم و نمیتوانستم تو را همراهی کنم،پس بیهوده منتظر من ماندی…

فهمیدم چرا هنوز دوستت دارم…چون پلی که در زمین بین ما بود را تا آسمان کشاندی…

تو همچنان عشق منی…

تو خورشید آسمان قلب منی…

هر آنکه جویای عشق است بخواند آن حدیث عشق…بنای عشق در بهشت است بخوان قرآن برای عشق

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۲۷

UCL Round of 8 Second leg

Predictor

Danyar 3580points,iran rank=6,Public league (Started matchday2) :1st

Kamyar 3447points,iran rank=9

Ehsan 3125points,iran rank=27

Fantasy

Ehsan 437points,iran rank=57,Head to head: (Qualified to semifinal)4

Kamyar 429points,iran rank=70,Head to head: (

Qualified to semifinal

)4

Danyar 335points,iran rank=very far,Public league (Started matchday2) :20th

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۲۶

۸ اصل مخ زنی

۱-به حرکات کیس مورد نظر دقت کنید.

۲-سعی کنید خیلی غیرقابل پیش بینی این کار رو انجام بدید.

۳-سعی کنید هویتتون مخفی بمونه وگرنه همه خبردار میشن.

۴-بیش از حد روی طرف زوم نکنید چون ممکنه به مشکل برخورد کنید.

۵-به اندازه کافی تمرکز کنید تا موقع عمل اشتباهی رخ نده.چون اگه یه بار اشتباه کنید معلوم نیست فرصتی برای تکرار باشه.

۶-سعی کنید کسی باهاش نباشه،چون ممکنه بقیه ببینن و به همه بگن.

۷-اگه کیس توی ماشینه باید موقعی اقدام کنید که شیشه پایینه و گرنه واستون مشکل ایجاد میکنه.

۸-و بالاخره اینکه حتما اثر انگشتتون رو بعد از اقدام تروریستی از روی اسلحه پاک کنید.چون به زودی میفهمن که فرد سیاسی مورد نظر چجوری با اسلحه یک تک تیر انداز کشته شده.حمل اسلحه موقع فرار هم غیر عاقلانس…

:) )

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۲۲

بیکار…

سلام.اومدم کامپیوتر رو روشن کردم ولی بعدش موندم چی کار کنم.آنتی ویروس رو که صبح به روز کردم.میل ها رو هم که چک کردم.حوصله ور رفتن با پی دی اف های درسی رو هم که ندارم.آهنگ هم که از صبح اونقدر گوش دادم که گوشام خسته شدن.اصلا واسه چی کامپیوتر رو روشن کردم؟خاموشش کنم برم بخوابم بابا…
اما نه حالا که یه ذره حس نوشتن دارم حیفه ننویسم.حداقل خودمو خالی میکنم.امروز صبح نمیخواستم برم دانشکده اما چون یه قرار کاری داشتم و متین هم زنگ زد و گفت جلسه داریم،گفتم حالا که ۲تا چیزه ارزش رفتن داره.
توی راه فقط حس ۱آهنگ بود.I Disapear جلسه که رسیدیم متین هی اصرار کرد که من شروع کنم اما بهش گفتم که حالم خوش نیست و به زور هم که شده خودمو معاف کردم.بچه ها تک تک که از در میومدن میگفتن جات بالا خالی بود.اول فکر کردم کنسرت داشتیم و یه نوازنده کم بوده.یه نفر اومد و گفت جات توی سلف خالی بود.با خودم فکر کردم و تو ذهنم گفتم من که از سلف رد شدم.هیچ چیز جالبی ندیدم.به نظرم هم اتفاق جالبی توی سلف نمیتونست افتاده باشه.بعد که یه نفر توضیح داد فهمیدم که چه خبره.دکتر خانی (که مثل اینکه بقیه جزنی صداش میکنن ولی واسه ما همون خانیه!!!) تشریف آورده بودن سلف و توی ظرفای ما هم غذا میخوردن.من که نمیدونم این کار جنبه تبلیغاتی داره،یا اینکه فقط چند روز اول این کار رو میکنن یا اینکه از این به بعد این جوریه و ایشون واقعا فروتن هستند.البته اولین چیزی که همه توی ظاهر ایشون میبینن بسته بودن دکمه بالای لباسشونه.از روی ظاهر آدما نمیشه قضاوت کرد اما به نظر انسان خوبی میرسند.مانیتورهای سایت رو هم که شنیدم همشونو عوض کردن و با انجمن هم برخورد مناسبی داشتند.همچنین تحولاتی در کتابخونه ایجاد شده که میبینیم و خواهیم دید.خلاصه که امیدوارم انسانی میانه رو باشند و توی کارشون موفق باشند و همیشه به قول معروف مردمی (یا دانشجویی) باشند.
کلی بحث توی انجمن مطرح شد.واقعا بعضی موقعها به خودم میگم حوصله داشتیا این کارو قبول کردی.خیلیا فکر میکنن انجمن بازدهی نداره.ولی اونایی که حداقل یه جلسه با ما بودن میدونن که چقدر خسته کنندس.ما هم که عضویتمون افتخاریه و هیچی گیرمون نمیاد اگه قرار هم بود بیاد مسلما با این بودجه ناچیزی که خودمون (و نه دانشکده) از طریق حق عضویت ها و … تامین کردیم ، اونقدری گیرمون نمیومد.خلاصه که بحث ۲دوره و یکی ۲ اردوی علمی (و احیانا تفریحی) شد و کلی چیز دیگه که در اینج نمیگنجه.خلاصه که یکی از دوره هایی که به زودی برگزار میکنیم ایزو ۹۰۰۰ هست که قبلش هم احتمالا یه دوره دیگه برگزار میشه که برای اطلاعات بیشتر بهتره به انجمن مراجعه کنید، تعدادی دفترچه تهیه شده در مورد این دوره هه که زودتر برگزار میشه.ایزو هم با تخفیفی باور نکردنی با همون شرکت TUV NORD یعنی رابطشون توی تهران صحبت کردم و یه کلاس پربار مهندسی رو میخوایم داشته باشیم با یکی از دکتر های برجسته.ممکنه مثل دفعه ی قبل دکتر درستی باشن.تخفیفش هم میگم که نگین نگفتین.نزدیک ۱۵۰ هزار تومان به ازای هر فرد تخفیف گرفته شده البته باید از مسئولین دانشکده به خاطر در اختیارگذاشتن سالن هم تشکر کنیم.و اینکه هنوز دانشکده تایید نکرده کمکش رو به ما و اگه دانشکده کمک نکنه که کار روی هوا میمونه.مثل دوره ی قبلی که خیلی جاها عدم همکاری دانشکده واسه انجمن مشکل ساز شد.
خسته شدم.الان همه فکر میکنید اینا همش تبلیغ بوده.یه ذرش بود اما به خدا وقتی اومدم پای کامپیوتر بدون هیچ قصدی اومدم.
علی امروز اومد ازم پرسید تو ای-دی-اس-ال داری؟با خودم گفتم داغ دلم رو تازه کردی و بهش گفتم نه چطور؟گفت آخه این آیکون یاهوت همیشه روشنه.یه خنده کردم و گفتم اون ماله موقعیه که با موبایل پی-ام هام رو چک میکنم و ساین آوت نمیکنم.!!!(چقدر فینگیلیش معکوس شد!!!)برگشتنه هم برنامه شاهرخ داشتیم که با توجه به فاز ندادن، برنامه تغییر کرد و رفتیم یه جای دیگه!!!!
متین هم که هی قققققققققققققققاااااااااااا……………
این گربه هه که توی ورده بامزه ترین گربه ای هست که توی عمرم دیدم.ووووووووووووی.
فکر کنم امشب اور لود کردم.بهتره بیشتر حرف نزنم که یهو سوتی میدم در حد سری آ!!!!
فکر کنم تا روز آخر دانشگاه هم بقیه نخوان توی این وب مشارکت کنن.این همه آدم.چند نفر که بخوان بنویسن وجود ندارن؟؟؟چه میدونم.شایدم یه عده میخوان و یه عده منتظر همچین فرصتی واسه حرف در آوردن هستند.اشکالی نداره.موسی که شما باشید به دین خویش و عیسی که بنده باشم به دین خویش.امروز یکی میگفت من وبو میبینم اما نظر نمیذارم میخوای واست نظر بذارم؟؟؟
نظرمو در مورد بالا نمیگم.خودتون هر چی میخواید قضاوت کنید.

یه چیز دیگه.به بچه ها گفتم در یک اقدام انتحاری یه درس حسابی به یه نفر بدیم… به زودی به عذابی سخت دچار خواهی شد … :) )

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۲۰

UCL Round of 8 First leg

Predictor

Danyar 3268points,iran rank=8,Public league (Started matchday2) :1st

Kamyar 3232points,iran rank=9

Ehsan 2880points,iran rank=25

Fantasy

Ehsan 397points,iran rank=50,Head to head: (Qualified)8

Kamyar 393points,iran rank=55,Head to head: (Qualified)8

Danyar 300points,iran rank=very far,Public league (Started matchday2) :23th

کم کم داریم به حمله ی نهایی نزدیک میشیم!!!

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۱۵

اوباما ایرانی است!!!

نتیجه تحقیقات دانشگاه ام آی تی آمریکا

ایتارتاس دراین خصوص گزارش داد:تحقیقات تازه یک تیم تحقیقات تاریخی!! بر روی اصل و نسب باراک اوباما نشان داده است که او یک ایرانی الاصل است.
دکتر اندی واسهول از موسسه تحقیقات تاریخی دانشگاه ام آی تی آمریکا  میگوید: مطابق تحقیقات تیم وی، باراک اوباما ذاتا از اهالی جنوب ایران وشیعه است.
به گفته وی ,خاندان اوباما در حقیقت همان خاندان معروف اُوبامای بوشهر هستند که در دوران قاجاریه جلای وطن کرده و طی چند نسل به آمریکا رسیده اند. جد بزرگ اوباما، میر حسن خان اوبامایی که از میرآب های معروف بوشهر بوده و به همین خاطر اُوباما (یعنی “آب با ما” می باشد) پس از یک نزاع خونین با سقاباشی ناصرالدین شاه قاجار از بوشهر فرار کرده به سرحدات عثمانی می رود. وی ابتدا در حلبچه به عنوان تاجر زردچوبه فعالیت کرده و پس از ارتقا در تجارتش به عنوان تاجر زعفران به شهر حلب (در سوریه کنونی) می رود. مقارن با ایام مشروطه میر حسن خان در حلب فوت نموده و پسر وی علی اصغر اوباما ، به خاطر ضدیت اهالی عثمانی با شیعیان ایرانی خانواده را به سمت طرابلس می کوچاند.
خاندان اوباما در آنجا به تجارت تنباکو مشغول می شوند اما پس از ممنوعیت استعمال قلیان در آن جا، دسته دسته شده و به جاهای دیگر مهاجرت می کنند. در این ایام که اندکی قبل از جنگ دوم جهانی بوده پدر بزرگ حسین به همراه خانواده اش جنوب غربی آفریقا مهاجرت می کنند. وی در آنجا برای امرار معاش از پشم شتران پارچه درست می کرده و به اسم ایرانی “برک” (barak) به فروش می رسانده که پس از پایان جنگ جهانی به شدت مورد استقبال قرار گرفته و به همین خاطر از طرف معاون شهردار واشینگتن دی سی به لس آنجلس دعوت می شود.
وی پس از ورود به خاک آمریکا به همراه خانواده اش در تگزاس رحل اقامت می افکند و به تولید و تجارت برک (در گویش آمریکایی “باراک” ) می پردازد. اما پس از چندی به خاطر ممنوعیت واردات شتر و پشمش به آمریکا ورشکست شده و بناچار فرزندانش را به مدرسه می فرستد.
پدر باراک، یعنی حسین اوباما پس از طی دوران مدرسه و دانشگاه، تابعیت ایرانی-آمریکایی بدست آورده با یک دختر مسیحی ازدواج کرده و سپس به اصرار خانواده همسر خود به ناچار مذهب اسلامی-مسیحی اختیار می کند اما از انتخاب اسم اسلامی یا ایرانی برای فرزند خود منع می شود. به همین خاطر با انتخاب نام “باراک” که در حقیقت همان لفظ فارسی برک است، و انتقال نام میانی و نام خانوادگی “حسین اوباما” برای پسرش به هویت خود روی فرزندش ادامه می دهد.
بنا براین گزارش، افشای این امر می تواند دردسر بزرگی برای آینده سیاسی اوباما در آمریکا و ایران باشد.

همچنین به گزارش خبرنگار آی طنز نیوز، دکتر انوشیروان کیهانی زاده ضمن قابل قبول دانستن این فرضیه گفت: از آنجائیکه ثابت شده است تمام آدم های مهم در دنیا اصالت ایرانی دارند اینجانب از ابتدا به ایرانی بودن اوباما مشکوک بودم.

تا کنون اوباما از درک و اظهار نظر مدعیات این تاریخ نگاران معذور بوده است.

منبع:کلوب

دنباله ی “اوباما ایرانی است!!!”

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۱۳

نامه عاشقانه امام به همسرشان

امام

همسر عزیزم؛

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم؛ در این مدتی که مبتلا به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما

هستم و صورت زیبایت در آیینه‌ی قلبم منقوش است. عزیزم؛ امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش

حفظ کند. (حال) من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمده، خوش بوده. الآن در شهر زیبای

بیروت هستم. حقیقتاَ جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره‌ی خوش دارد. صد حیف که

محبوب عزیزم، همراهم نیست که این منظره‌ی عالی به دل بچسبد. به هر حال امشب، شب دوم است که منتظر

کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می‌کند… . خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی

خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده… .

ایام عمر و عزت مستدام

تصدقت؛ قربانت روح ا…  (۱)

دنباله ی “نامه عاشقانه امام به همسرشان”

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)