ایتارتاس دراین خصوص گزارش داد:تحقیقات تازه یک تیم تحقیقات تاریخی!! بر روی اصل و نسب باراک اوباما نشان داده است که او یک ایرانی الاصل است.
دکتر اندی واسهول از موسسه تحقیقات تاریخی دانشگاه ام آی تی آمریکا میگوید: مطابق تحقیقات تیم وی، باراک اوباما ذاتا از اهالی جنوب ایران وشیعه است.
به گفته وی ,خاندان اوباما در حقیقت همان خاندان معروف اُوبامای بوشهر هستند که در دوران قاجاریه جلای وطن کرده و طی چند نسل به آمریکا رسیده اند. جد بزرگ اوباما، میر حسن خان اوبامایی که از میرآب های معروف بوشهر بوده و به همین خاطر اُوباما (یعنی “آب با ما” می باشد) پس از یک نزاع خونین با سقاباشی ناصرالدین شاه قاجار از بوشهر فرار کرده به سرحدات عثمانی می رود. وی ابتدا در حلبچه به عنوان تاجر زردچوبه فعالیت کرده و پس از ارتقا در تجارتش به عنوان تاجر زعفران به شهر حلب (در سوریه کنونی) می رود. مقارن با ایام مشروطه میر حسن خان در حلب فوت نموده و پسر وی علی اصغر اوباما ، به خاطر ضدیت اهالی عثمانی با شیعیان ایرانی خانواده را به سمت طرابلس می کوچاند.
خاندان اوباما در آنجا به تجارت تنباکو مشغول می شوند اما پس از ممنوعیت استعمال قلیان در آن جا، دسته دسته شده و به جاهای دیگر مهاجرت می کنند. در این ایام که اندکی قبل از جنگ دوم جهانی بوده پدر بزرگ حسین به همراه خانواده اش جنوب غربی آفریقا مهاجرت می کنند. وی در آنجا برای امرار معاش از پشم شتران پارچه درست می کرده و به اسم ایرانی “برک” (barak) به فروش می رسانده که پس از پایان جنگ جهانی به شدت مورد استقبال قرار گرفته و به همین خاطر از طرف معاون شهردار واشینگتن دی سی به لس آنجلس دعوت می شود.
وی پس از ورود به خاک آمریکا به همراه خانواده اش در تگزاس رحل اقامت می افکند و به تولید و تجارت برک (در گویش آمریکایی “باراک” ) می پردازد. اما پس از چندی به خاطر ممنوعیت واردات شتر و پشمش به آمریکا ورشکست شده و بناچار فرزندانش را به مدرسه می فرستد.
پدر باراک، یعنی حسین اوباما پس از طی دوران مدرسه و دانشگاه، تابعیت ایرانی-آمریکایی بدست آورده با یک دختر مسیحی ازدواج کرده و سپس به اصرار خانواده همسر خود به ناچار مذهب اسلامی-مسیحی اختیار می کند اما از انتخاب اسم اسلامی یا ایرانی برای فرزند خود منع می شود. به همین خاطر با انتخاب نام “باراک” که در حقیقت همان لفظ فارسی برک است، و انتقال نام میانی و نام خانوادگی “حسین اوباما” برای پسرش به هویت خود روی فرزندش ادامه می دهد.
بنا براین گزارش، افشای این امر می تواند دردسر بزرگی برای آینده سیاسی اوباما در آمریکا و ایران باشد.
دانـــشـــــجـــــــــو
معنی لغوی :
درس بخون
اویزون مباش
نق نزن
شوخی نکن
جو گیر نشو
ورزیده باش
از دید های مختلف دانشجو کیست ؟
از دید مسئولین بالا رتبه دانشگاه :
- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست : اول پذیرفته شدن و دوم ارائه فیش واریزی شهریه ، ما بقی مدارک باشد برای بعد ( اصلا” نیار )
- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد .
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش ، و در داخل کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خانه مستقیم به داخل کلاس رفته و بعد از کلاس نیز بدون اتلاف وقت مستقیم به خانه مشرف شود .
- هر چه استاد و مسئولین دانشگاه گفتند ، بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشد ( کلا” چیکار داره که کی به کی یا ، کی با کی تا کی واسه چی چیکار داره !!! )
- اگر دانشجویی مذکر با دانشجویی مونث در محیط دانشگاه هم کلام شد باید به کمیته انضباطی مراجعه نموده و توسط منضبطین اونجا جیز شوند .
- پسرها اینور، دخترها آنور ( اونورتر لطفا” ) در غیر اینصورت جیــــــــــز
از دید اساتید محترم و زحمتکش : ( من ارادت … )
سر کلاس سکوت رعایت شود .
سوالات سخت مطرح نشود .
هر کس بیش از ۴ جلسه غیبت کند بی تربیت میباشد در نتیجه حذف .
کسی تیکه نیندازد .
افراد آخر کلاس ، ندید حذف
تقلب = مرگ
پروژه شما کپی است ، نمره بی نمره
نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین یا درس یا صفر یا حذف.
موارد زیر رعایت شود :
پچ پچ ممنوع
غیبت ممنوع
صحبت ممنوع
سبقت ممنوع
جاده لغزنده است
خطر برخورد با …
حذف
از دید دانشجویان پسر ( بیکاراشون البته )
( نکته مهم : درتمامی موارد مثبت اندیشی فراموش نشود لطفا” )
عشق است دوران دانشجویی مخصوصا” اگه یک شهر دیگه باشی
شهریه رو که بابا جونی میده خرجمونم که خداجونی میرسونه
شب با بر و بچس بریزیم دور هم و تا صبح ول باشیم و بگیم و بخندیم
کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه ( یا غریزه !! ) است .
ساعتهای سرو وعده های غذایی
شام : ساعت ۳ صبح به بعد – صبحانه : اگه بیدار بودیم ساعت ۱۲ یک تیکه نون به خاطر رفع بوی نامطبوع دهان میلنبانیم . – نهار : خدا خیر بده دانشگاه که حداقل یک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهای شهرمون نمیرسه !! ولی شکمتو برای چند ساعتی پر میکنه .
مواد غذایی زمان دانشجویی
قلیون هلو نعناع ، تخمه ، مرغ همسایه ، تخم مرغ ( همسایه ) ، سیب زمینی ، سوسیس ، قلیون اینسری با طعم لیب سیمو ( سیب لیمو غنی شده ) ، انواع کنسروجات ، نون بسته ای کپک زده ، انواع ترشیجات خونگی ، انواع بطری های ۱٫۵ لیتری ( شک نکنید که داخلش آب ، نوشابه رژیمی ، یا گاها” دلستر خانواده میباشد . )
تفریحات سالم
- قلیون
….. بازی ( فرض کنین حکما” مار و پله منظورمه !! )
…. بازی ( فکر کنین سهوا” عروسک بازی منظورمه )
اس ام اس بازی ( معمولا” طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت میشود )
کشتی ( از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج ، همون تو سرو کله هم زدن خودمون)
خدا پدر گراهام بیامرزه که تلفن اختراع کرد و مجدادا” خدا اپراتورهای مخابرات زیاد کنه که یکی مثل ایرانسل وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفش و قهوه ایش میتونی از بوق ساعت ۱۲ تا خود ساعت ۶ فکتو نرمش بدی
قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای باطله جلو آینه میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه روییده بسیار نمایان شده و دقت و تمرکز بیشتری لازم دارن
آب بازی تفریح سالمی هست که در هر خونه ای جای خاص خودش داره و باعث تمیزی و شادابی روحیه دانشجویان شرکت کننده میشود.
در زمانهای گذشته ( اونموقع ماها هیچکودوممون نبودیم.. ) دانشجویان هفته ای یک بار برای خلاص شدن از یکنواختی و ایجاد تنوعی در برنامه هاشون مراسم جر دادن داشتند که خوب الان ، به خاطر تورم و خارج شدن از زندگی غار نشینی کمتر از این مراسم دیده میشود و تقریبا” به منسوخجات پیوسته است . این مراسم به صورت خیلی ناگهانی و پنهانی شروع میشد به این صورت که زیر پوش و یا پیراهن همخونه ی عزیز جرانده* میشد و به محض روی دادن چنین اتفاقی همگی باید خودشون آماده جریده* شدن میکردن و آرام و با صحه صبر توسط دوست دیگر جرانده* میشدن و در اینجا دوستانی که مقاومت میکردند غیر از هدف اصلی که پیراهن و معمولا” زیرپوششان بود جاهای دیگرشون هم مورد تجرید* قرار میگرفت و منجرد* میشد ( * صرفهای مختلف جـــر بر وزنهای مختلف )
مراسم قبل از خواب که بعضی وقتها مانع از خواب میشود و بعضا” آسیبهای جسمی خطیری در پی دارند . ( منظورم همون بالش بازی و یا نمونه غیر انسانی اون به وجود آوردن چندین طبقه انسانی و یا لحاف تشکی ، بر روی اولین نگون بختی هست که خوابش برده )
- ضبط ، سی دی های مختلف ، ام پی تری و کلا” هر چی که از توش صدا در بیاد ، از نون شب واجب تراست .
- ابداع حرکات موزونی که گاها” به صورت سمبل در اومده و داخل کلاسهای درس هم نمایان میشود .
عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم
نمرات درخشان
سوز عاشقی
سینه ای پر از آه و پر از دود
لباسهایی مستاجر*
لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند و در طول این دوران شاهد گذر زمان و اتفاقات زیادی بوده اند از قبیل سوراخهای فراوان و دور سوخته به خاطر زغال قلیون ، رنگهای زرد آثار چای و آبهای مخصوص مراسم ، موهای فراوان به علت ریزش شدید موها و پشمونجات
اعضا و جوارحی مصدوم به علت درگیریهای مختلف
فراگیری آشپزی مخصوصا” انواع تخم مرغ و مشتقات آن، عدس پلو ، ماکارونی ، پلوتن ( تن ماهی + برنج) ، طریقه پیچیدن کالباس خشک و لیونر در لای نان بیات و …
زخم معده
بی خوابی مفرط و جغد گونه
گوش گرفتگی ( به دلیل ازدیاد مکالمات )
مرض شست گرفتگی ( به علت تعدد ارسال اس ام اس )
-در رفتگی عنبیه چشم ( شک نکنید به خاطر درس خوندن شدید )
دانشجو از دید دانشجویان دختر بیکار
مخارج شهریه و خورد و خوراک با ددی جون
چقدر زندگی بدون آقا بالا سر خوش میگذره … آخیش …
با اینکه دختران دائما” در حال غیبت هستند ولی همیشه در سر کلاسها حضور به هم میرسانند .( هر کی گفت چطوری !!؟ )
کتابت، ویراستاری ، طراحی و صفحه آرایی جزوات مهمترین کار و حضور در کلاسها مهمترین وظیفه در داخل دانشگاه است .
گذراندن دوره های حرفه ای و پیشرفته علمی به نام « آمار گیری » ، که در این زمینه مطلب فراوان است و به راحتی میتوان چندین روز اندر مزایای آمار و آمارگیری در دختران بحث کرد .( فقط همینو بگم که سرعت پخش آمار و انتقال اخبار از سرعت نور بالاتر هست و کافیه یکی از پسران کلاس پاچه شلوارش پشت کفشش گیر کرده باشه ، تا مستخدم خوابگاه متوجه این امر مهم میشه و دلایل پیدایش و رخداد چنین اتفاقی در میزگردهای شبانه مطرح میشه و نتیجه آخر اینه که پسرک عاشق یکی از دختران اون جمع هست .)
تفریحات سالم
میزگردهای شبانه پیرامون پسرهای دانشگاه
گذراندن کلاسهای آرایشگری و گریم
طراحی لباس و ابداع مد
آشنا شدن با قلیان و طریقه چاغ* نمودن و کا دود کردن آن (* این چاغ با اون چاق فرق داره )
سر کار گذاشتن پسرها
نقاشی کردن در جزوات و تزئین آنها جهت اهدا به نیازمندان !!
جستجو و تحقیق در علل کنشهای متفاوت پسران
آموزش رذالت و شیطنتهای پسر کش ( تمام تفریحاتی که پسرها انجام میدن در میان دختران هم رایج شده و کافیست دوباره برای درک بیشتر مطلب تفریحات پسران رو مرور کنین ، با این تفاوت که در دختران آخرش همیشه کار به گیس و گیس کشی ختم میشه )
آشنا شدن با انواع خوراکهای سرد ( فست فود ) و کافی شاپهای شهر
هفته ای هشت شب شرکت در تولد هم اتاقیها
جمع آوری شماره پسرها و ملغب شدن به ۱۱۸
- تک زنگ زدن بی موقع و شبانه به گوشی پسران ( اونهایی هم که خیرخواه هستن برای اینکه دوستشونو صبح برای کلاس بیدار کنن تا صبح پلک رو هم نمیذارن )
- شرکت در تمامی تورهای سیاحتی ، زیارتی ، علمی تخیلی ، تفریحی ، تحصیلی ، ترویجی ، تدریجی و … ( که آخرش هم هیچی .. )
عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم
فراگیری هر نوع آرایش و مد لباس
تغییر قابل توجه از لحاظ ظاهری نسبت به بدو ورود به دانشگاه
کم آوردن حافظه گوشی جهت درج اس ام اس و شماره دوستان
تغییر ماهیت از یک دختر آروم به دختری شیطون و بازیگوش
یادگیری انواع مهارتهای شوهرداری و شوهر نداری
آشنایی با چگونگی برخورد با معضلات اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و رئالیسمی
شکست در عشق
در بعضی مواقع متاهل شدن و رسیدن به هدف اصلی و والای دانشگاه و دانشجویی
گوش گرفتگی ، شست گرفتگی ، در رفتگی قوزک دست ، ترمیم بینی و …
زخم معده و متورم شدن ماهیچه های چند گانه فک
دانشجو از دید دانشجویان شاغل ( دختر و پسر فرقی نمیکنه )
این جیب اون جیب کردن و دویدن برای جور کردن هزینه های بالای شهریه
دنبال رفع تداخل کلاسها و ساعات کار
گرفتن پاچه اساتید جهت منعطف کردن آنها
واکس زدن کفش کارفرما جهت اخذ مرخصی تحصیلی یا ساعتی
گرفتن جزوه از هر کس و ناکسی و کپی کردن آن
صبح کار ، وسطش کلاس ، وسط کلاس بدو سر کار ، سر کار فکر غیبت خوردن در کلاس ، سر کلاس فکر باد کردن امور کار
- سرو وعده های غذایی یا ممکن نمیباشد و یا در بین کلاسها یا در بین راه به صورت ضربتی صورت میگیرد .
خوابیدن در سر کلاس
فکر پاس کردن چک ، جواب دادن به مسئول، راه انداختن مشتری و … به جای تمرکز روی درس !!
فکر درس ، تمرین ، پروژه ،میانترم ، پایانترم و …. به جای تمرکز در کار!!
عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم
سر گیجه و موج گرفتگی
جیبی خالی که داخلش فقط یک کارت سوخت خالیتر پیدا میشود
پس انداز منفی و هجوم اقساط
یک مشت جزوات درهم و برهم که چیزی از توش در نمیاد
افت شغلی
زخم معده و لاغری مفرط و چشمانی گود و چهره ای زرد
کلکسیونی از پاچه اساتید و مسئولین محترم
کوهی از دیون که تا سالیان دراز باید حملشون کرد
فراموش کردن هرگونه تمایلات و هنرهای قدیمی و بی میل شدن جهت ادامه آنها
کم شدن روابط دوستانه و خانوادگی در حد طرد از جمع
جیگر آدم خون میشه برای این قبیل دانشجویان . خدا قوت مرد* ( * در اینجا مرد هم برای آقایون و هم برای خانومها بکار برده شده … به معنی قوی ، دوست داشتنی ، توانا ، خدا قوت ، تو میتونی و … )
در مجموع دانشجویی مثل پس گردنی و یا تو گوشی هست که هم میتونه از خواب بیدارت کنه و هم میتونه بهت آسیب برسونه این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم شدت ضربش چقدر باشه ..
به امید موفقیت تمامی دانشجویان ایرانی در هر کجای دنیا که هستند .
منبع:کلوب
تفاوت بین مردان و زنان
آینده
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.
موفقیت
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.
ازدواج
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند، ولی تغییر نمیکند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج میکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند.
روابط
اول از همه، یک مرد یک رابطه را یک رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان ”همه مردها نادانند” می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندکی مشکلاتش بیشتر است. ۶ ماه پس از جدایی ساعت ۳ نیمه شب یک پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: ”فقط میخواستم بدونی که زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده.
” نام این کار تماس تلفنی ”ازت متنفرم/عاشقتم” است که ۹۹ درصد مردان حداقل یک بار آنرا انجام میدهند. برخی کلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشکیل میشود که معمولا تاثیری در بر ندارند.
بلوغ
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران ۱۷ ساله میتوانند مانند یک انسان بالغ رفتار کنند. اغلب پسران ۱۷ ساله هنوز در عالم کودکانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است که اکثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میکنند.
فیلم کمدی
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.
دست خط
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش ”خرچنگ غورباقه” استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به ”ی” ها و ”ن” ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.
حمام
یک مرد حداکثر ۶ قلم جنس در حمام خود داد – مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.
خواروبار
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد.
بیرون رفتن
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی برای بیرون رفتن حاظر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی ۴ ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.
آینه
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند — آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان…
تلفن
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.
یافتن یک نشانی
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: ”فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و ”میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.”
پذیرش اشتباه
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است.
فرزند
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.
جامه شیک پوشیدن
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.
شستن لباسها
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.
عروسی
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد ”مراسم جشن” صحبت میکنند، مردان درباره ”میهمانی های دوران مجردی.”
اسباب بازی
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.
گل و گیاه
یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.
سبیل
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
نام مستعار
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب میز
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا ۱۵هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام ۱۰ هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میکنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.
پول
یک مرد ۲۰۰۰ هزار تومان برای یک جنس ۱۰۰۰ تومانی مورد نیازش می پردازد. یک زن ۱۰۰۰ تومان برای یک جنس ۲۰۰۰ تومانی که نیازی به آن ندارد می پردازد.
بگو مگوها
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی که یک مرد بعد از آن بگوید، شروع یک بگو مگوی دیگر خواهد بود
اینم یه عکس از ادد لیست احمدی نژاد
منبع:کلوب
از جمله کارهایی که انجامش اجباریه
خوب در همچین مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته میشه و بالاخره این عقده هایک جایی خودشونو بروز میدن دیگه…
البته این اعمال شنیع عواقبی هم در پی دارند…
خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است!
از اونجا که ما موجود تادیب پذیری بودیم تا چند سالی ادب شدیم که از تمامی دست اندر کاران این امرخطیر کمال تشکر را داریم.
اما با ورود به دبیرستان هر چه این اساتید محترم رشته بودند پنبه شد و نامه اعمال مابا یک سری موارد رنگین تر شد…
ـ تفریح سالم در کوچکترین فرصت حاصله
ـ تفریح با ناظمین زحمتکش مدرسه
ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرین محترمی که شانس عبور از زیر پنجرهکلاس ما رو داشتند!
خوب بعد از اینهمه ماجرا آدم باید یک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه دیگه… نه؟
اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهیداتت با شکست روبرو میشند و باید به فکر چاره افتاد… ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است…

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری*****به جهنم که مرا دوست نداری!
اگه الله کند یاری*****چه اف باشد چه سوسماری!