شهریور
۱۸

دعاهای جالب و خواندنی از زبان کودکان ایرانی

از آقای قرائتی شنیدم که امام باقر (علیه السلام)، وقت دعا بچه‌ها را جمع می‌کردند و از آنها می‌خواستند برای دعای ایشان آمین بگویند.
حتماً از بچه‌ها آمین بخواهید اما اگر دعا کردند شما هم آمین بگوئید. اینجا چند تا دعا از زبان بچه‌ها آورده‌ام. آنها را از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی “دستهای کوچک دعا” انتخاب کرده‌ام. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / ۱۱ ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / ۹ ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / ۷ ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / ۱۰ ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / ۸ ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / ۱۱ ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / ۱۰ ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / ۱۰ ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / ۷ ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / ۱۱ ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی “اکس جید” را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / ۱۱ ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / ۸ ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا ۶۰۰ عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / ۱۱ ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / ۸ ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / ۱۱ ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن. (رضا رضائی طومار آغاج / ۱۳ ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / ۹ ساله)

ای خدایی که خانممون گفته از بابا و مامان هم مهربونتری! کاش دوباره آقای احمدی‌نژاد (!) به شهر ما می‌اومد و دستور میداد کوچه ما را آسفالت کنند تا مامانم مجبور نباشه هر روز کفشامو توی کوچه با آفتابه بشوره تا گلشون پاک بشه! (محدثه واحدیان / ۷ ساله)

کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمی‌شدم به جای توپ‌هایی که همسایه‌مون پاره می‌کرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / ۱۲ ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / ۶ ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / ۱۱ ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / ۹ ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / ۱۰ ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / ۱۲ ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / ۴ ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / ۶ ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / ۷ ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / ۱۱ ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / ۱۱ ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / ۱۰ ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / ۱۱ ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / ۷ ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما. (لیلا احسانی فر / ۱۱ ساله)

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 6.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: +2 (from 2 votes)




شهریور
۰۶

گفتگوی یک جوان با امام زمان

شب جمعه بود; گفت و گویى در لحظاتى ناب

وارد شدم بر کریم، با دستانى خالى از حسنات و قلبى تهى از سلامت

گفتم: بسم‏الله النور .
گفتا: الذى هو مدبر الامور .

گفتم: بسم‏الله النور النور .

گفتا: الذى خلق النور من النور .

گفتم: کیستى؟

گفتا: المهدى طاووس اهل الجنة .

گفتم: چه زیبا پاسخ مى‏دهى .

گفتا: انا ابن الدلائل الظاهرات .

گفتم: چگونه در برابر قدوم مبارکتان رکوع کنم؟

گفتا: ما اسئلکم علیه من اجر الا المودة فى‏القربى .

گفتم: این جان فدایتان، متاعى که هر بى سر و پایى دارد .

گفتا: اللهم وال من والاه وعاد من عاداه .

گفتم: مولاجان! مى‏خواهم شیرینى وصال را بچشم .

گفتا: تا تلخى فراق نچشى به شیرینى وصال خرسند نگردى .

گفتم: مى‏خواهم محبوب حق تعالى شوم .

گفتا: تا ترک لذات طبیعى خیالى نکنى محبوب حق تعالى نشوى .

گفتم: مى‏خواهم کارهایم رنگ خدایى داشته باشد .

گفتا: اگر دائم‏الحضور باشى کار خدایى کنى .

گفتم: در مشکلات غوطه‏ورم .

گفتا: کلید حل مشکلات تضرع در نیمه شب است .

گفتم: افضل اعمال کدامین است؟

گفتا: به فرموده جدم «انتظار الفرج‏» .

گفتم: سخنان جدتان را متذکر مى‏شوید!

گفتا: کنا نور واحد .

گفتم: پایانمان چه مى‏شود؟

گفتا: العاقبة للمتقین .

گفتم: عزیز على ان ارى الخلق ولاترى .

گفتا: غبار را پاک کن تا ببینى .

گفتم: کى مى‏آیید؟

گفتا: اذا قضى امرا فانما یقول له کن فیکون .

گفتم: یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله .

گفتا: انا غیر مهملین لمراعاتکم ولاناسین لذکرکم

یا ابا صالح المهدى (عج) !

چه بگویم که ناگفته خود همه را مى‏دانى فقط بدان که من هم به شما اقتدا مى‏کنم آنگاه که دست‏بر دعا برمى‏دارى و مى‏خوانى:

«امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شبروست او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز بوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا خموش«حافظ»کاین غصه هم سرآید

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 6.5/10 (2 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: +2 (from 2 votes)




اردیبهشت
۰۱

عشق من…

صبح وقتی صدای اذانی که همیشه دوستش داشتم طنین انداز شد،دلم لرزید…

وقتی صدای تلفن بلند شد،فهمیدم چه شده…

بالاخره از بند من رها شد…

یادم می آید یکی از شبهایی که در خانه ات خواب بودم تا مراقبت باشم،در خواب دیدم که از خواب برخاستم و تو داشتی دلت را از دلم جدا میکردی…از خواب برخواستم و به سرعت خودم را بر بالینت رساندم…وقتی دیدم که هنوز هستی،جان تازه ای یافتم…

میدانی چرا وقتی در بیمارستان بودی فقط یک بار به دیدنت آمدم؟؟؟

وقتی دیدم آنچنان عذاب میکشی،ترسیدم دیدن دوباره ی من باعث شود باز هم عذاب را تحمل کنی تا دوباره مرا ببینی…

مرا ببخش که نا امیدت کردم ولی چاره چه بود؟؟؟

یک سال بود که نمیتوانستی حرف بزنی اما،چشم دلت با من سخن میگفت ای عزیز…

تو خواستی من آدم بشوم و بروی،کاش من آدم نمیشدم و تو نمیرفتی…

عظمت تو باعث شد هیچ کس دیگر در دلم جای نیابد،اما همین عظمت تو بود که توانست عظمت خدا را به یاد من آورد و دلم را زنده کند…

ستاره های زیادی در آسمان دل من کم فروغ شدند اما برای هیچ یک نگریستم،چون دیوار عقل بلندتر از درخت دوستی بود…اما وقتی تو رفتی فهمیدم درخت عشق از دیوار عقل بلندتر است…

ستاره ها کم فروغ گشتند اما تو نه…

عشق من، تو کوله بارت را بسته بودی اما من باری از گناه داشتم و نمیتوانستم تو را همراهی کنم،پس بیهوده منتظر من ماندی…

فهمیدم چرا هنوز دوستت دارم…چون پلی که در زمین بین ما بود را تا آسمان کشاندی…

تو همچنان عشق منی…

تو خورشید آسمان قلب منی…

هر آنکه جویای عشق است بخواند آن حدیث عشق…بنای عشق در بهشت است بخوان قرآن برای عشق

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




فروردین
۰۹

بوی عید

۸۸

 

سلام …

همیشه حس می کنم واقعاً عید یک بوی خاصی میده!

وقتی بعد از سال تحویل برای اولین عید دیدنی از خونه میای بیرون هوای خاصی بهت می خوره …!

 

بیاین دعا کنیم … :

دعا کنیم که امسال بتونیم قدر شادی هامون رو بدونیم

دعا کنیم که بتونیم ناراحتی هامون رو به تجربه تبدیل کنیم …

دعا کنیم که یه جوری تغییر کنیم که هیچ کس نفهمه و در عین حال همه بفهمن! …

دعا کنیم که وقتی می خندیم صدای خنده مون همه جای وجودمون بپیچه …

 

دعا کنیم که وقتی دل مون یه چیزی رو می خواد و آرزوی داشتنش رو می کنیم؛ حداقل براش تلاش کنیم؛ سعی کنیم …

 

دعا کنیم که وقتی ناراحتیم چیزی وجود داشته باشه که خوشحالمون کنه …!

دعا کنیم که همیشه یادمون بمونه که سلامتی مون یه لذت همیشگیه!!! برای یه لذت موقت به خطر نندازیمش!!!

 

دعا کنیم که یادمون باشه تو این جامعه تنهایی زندگی نمی کنیم… بقیه هم هستن …!

دعا کنیم که همیشه بتونیم از خوشحال کردن کسی خوشحال بشیم …

دعا کنیم که به ناراحتی دیگران عادت نکنیم!

دعا کنیم بتونیم همیشه از دیدن خورشید لذت ببریم …

دعا کنیم که همیشه بتونیم از شنیدن صدای حرکت آب خوشحال بشیم …

دعا کنیم که بتونیم همیشه با لمس کردن برگ ها شاد بشیم!

دعا کنیم همیشه یه چیز خوشمزه برای چشیدن داشته باشیم و بتونیم بچشیمش!

دعا کنیم بتونیم با گفتن یه جمله … شادی رو کنار خودمون حس کنیم …

 

و در آخر دعا کنیم که بتونیم همیشه دعا کنیم …

 

                                               ….  سال نوی همه مبارک ….

   

 

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




دی
۲۲

سهم کودک من(غزه)

لا لا لا لا بخواب دنیا خسیسه


http://www.free-picture-host.com/images/ev9uta1178450935.jpg

 

 

واسه کمتر کسی خوب مینویسه


http://rowena.typepad.com/Sleeping%20beauty.JPG
یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده ست

{یکی چشماش تو رویا خیس خیسه}

http://edalatjoo.persiangig.com/image/jakafshi/1(181).jpg

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




مهر
۲۸

بوسه

6tph8k.jpg

در دو چشمش گناه می خندید

بر رخش نور ماه می خندید

در گذرگاه آن لبان خموش

شعله ای بی پناه می خندید

*********

شرمناک و پر از نیازی گنگ

با نگاهی که رنگ مستی داشت

در دو چشمش نگاه کردم و گفت:

باید از عشق حاصلی برداشت

*********

سایه ای روی سایه ای خم شد

در نهانگاه راز پرور شب

نفسی روی گونه ای لغزید

بوسه ای شعله زد میان دولب

 

 

 

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




مهر
۱۶

کوچه یار

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

         همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

                        شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

                                        شدم آن عاشق دیوانه که بودم 

                         در نهان خانهی جانم گل یاد تو درخشید     

                  باغ صدخاطره خندید عطر صد خاطره پیچید  

             یادم آمدکه شبی باز از آن کوچه گذشتیم  

     پرگشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

      تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت    

                              من همه محو تماشای نگاهت

                                     آسمان صاف و شب آرام      

                                                  بخت خندان و زمان رام

 

                                             

 


 

 

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




مهر
۱۳

دست نوشته ای زیبا از زهرا امیر ابراهیمی

 

 

 

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)




مهر
۱۳

forlorn

 

اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟ 

 

      

  چشم هایت به من آموخت که با آخرین نگاه اولین رنج آغاز میشود.

          

                     

 اگر می‌توانستم مجازاتت کنم از تو می‌خواستم به اندازه‌ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی.

      

         

می دونی آدما بین آ«الف» تا آ« یا» قرار دارند . بعضی ها مثل “ب” برات می میرند،مثل “د” دوستت دارند، مثل “ع” عاشقت می شوند، مثل “م” منتظر می مونند، تا یک روز مثل “ی” یارت بشن

      

    دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره… حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش… حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟ بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش نبوده

        

        

 ما در ره دوست نقص پیمان نکنیم / گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم / دنیا اگر از زیبا رویان لبریز شود / ما پشت به دوستان قدیمی نکنیم.

     

        

 فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست.

      

 

VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.6.4_902]
Rating: 0 (from 0 votes)