در خدمتتون هستم با قسمت بعدی داستان که کم کم جذابیتش بالاتر میره…
آنچه گذشت:
تو قسمت قبل دیدین که عنایت واسه اینکه بقیه زندگیشو تو راحتی باشه اون اتاق مخوف رو واسه خودش درست کرده بود و چون ما مزاحمش شدیم خودش از اونجا رفت و ما رو زندانی کرد و تنها راه نجاتمون رو یه بازی معرفی کرد که مجبور شدیم بازی کنیم.شانس من تو مرحله اول خوب بود ولی محمد حسین باید از خالو نمره میگرفت.بعد از اینکه آرمین گیر افتاد و محمد حسین هم گرفتن، متین رو هم مجبور شدیم پشت در بذاریم تا بتونیم این معما رو با دخالت در کامپیوتر استاد حل کنیم.نمره محمد حسین عوض شد و بازی قاطی کرد و حالا ادامه بازی و داستان…